«کارآفرین محبوب من»؛ چالشی برای بازخوانی زندگی بزرگان با صدای شما

[ad_1]

نمایشگاه الکامپ فرصت مناسبی است برای گسترش آگاهی جامعه. اگر مایلید تا یک تجربه جدید کسب کنید،‌ به گسترش آگاهی در جامعه کمک کنید و یک موبایل هوشمند هم هدیه بگیرید فقط کافیست تا داستان کارآفرین محبوبتان را در شنوتو بازگو کنید.

دوستان عزیزی که در فضای کسب و کار ایران و به خصوص در فضای ICT کشور فعال هستند این فرصت را دارند در بازه زمانی نمایشگاه الکامپ ۹۶، خاطرات، برشهای مهم زندگی و فرصتهای طلایی  کارآفرینان جهانی و ایرانی را در قالب صوتی بیان کرده و آن را در وب سایت شنوتو آپلود نمایند.

این جشنواره صوتی به همت وب سایت شنوتو و صندوق جسورانه یکم آرمان آتی به عنوان حامی برگزار می شود.

این جشنواره در دو بخش اجرا خواهد شد:‌

  • بخش داوری
  • بخش انتخاب مردمی

در بخش داوری، کلیه آثار ارسالی توسط هیات داوران، داوری شده و به جذابترین فایل صوتی جایزه ای تعلق خواهد گرفت.

داوران جشنواره عبارتند از شاهین طبری،‌ آرش برهمند، ناصر غانم زاده، شهرام شریف و جادی میرمیرانی.

در بخش انتخاب مردمی، پادکستی که بیشترین لایک یا محبوبیت را در شنوتو بدست آورده باشد به عنوان برنده انتخاب خواهد شد.

جهت دریافت اطلاعات بیشتر در رابطه با این چالش می توانید به این لینک مراجعه نمایید.

[ad_2]

لینک منبع

پرسش های درونی چطور آینده مان را تحت تاثیر قرار می دهند؟

[ad_1]

اندرو ویتمن از نیروهای سابق پلیس در آمریکاست که در طول زندگی حرفه ای خود بادی گارد بسیاری افراد مهم و سرشناس نظیر هیلاری کلینتون بوده، همزمان با مجرمان زیادی برخورد کرده و به همین خاطر کوله باری از تجربیات را بر دوش دارد.

او در این سال ها یک درس بزرگ گرفته: زندگی در مورد پیدا کردن پاسخ های درست نیست بلکه به مطرح کردن سوال های درست باز می گردد.

بنابراین آنطور که ویتمن می گوید: اگر سوال بدی بپرسید، جواب معقول و مناسبی هم دریافت نمی کنید. برای مثال اگر از خود بپرسید که چرا چاق هستید، قطعا به جواب خوبی نمی رسید. در مقابل بهتر است از خود سوال کنید که چطور می توانید تغذیه ای سالم و اندامی متناسب پیدا کنید تا جوابی درخور برای آن بیابید.

به گفته ویتمن، مغز شباهت زیادی به یک موتور جستجو دارد. مغز انسان باید بتواند به یک سوال پاسخ دهد و نیازی نیست که آن سوال از دهان شما بیرون بیاید. بنابراین اگر سوالی دارید مغز باید به دنبال جواب آن باشد. به عنوان مثال، اگر بپرسید: امروز بدتر از این هم می شد؟ مغزتان جستجو می کند تا دریابد که چطور شرایط شما می توانست از این بدتر باشد.

البته این یعنی، سوالات شبیه به خیابانی دو طرفه هستند؛ بنابراین، با مطرح کردن پرسش های مثبت و خوشبینانه می توانیم شانس مان برای موفقیت را بالا ببریم.

مساله در واقع به اثر نه چندان کوچکی باز می گردد که انتظارات روی رفتار ما دارند.

کارولین کافمن، از روانشناسان شناخته شده در این باره می گوید: این انتظار که نتیجه ای خاص را خواهیم دید، رفتار ما را تغییر داده و روش برخورد دیگران با ما را تحت تاثر قرار می دهد. از آنطرف، دیگران نیز بازخوردهایشان در مورد تلاش هایی که برای رسیدن به هدف انجام داده ایم را در اختیارمان قرار می دهند و این مساله باور اصلی مان را تقویت می کند.

بنابراین اتخاذ رویکردی مثبت در مطرح کردن سوالات می تواند مسیر را برای موفقیت آینده ما هموار نماید.

اما گاهی پیش می آید که باز هم نمی توانیم افکار منفی را از خود دور کنیم و همواره صدایی در  درونمان می گوید: غیر ممکن است. من نمیتوانم. ویتمن می گوید در این شرایط با خود بگویید:

باشد! من نمی توانم. اما اگر می شد، چطور باید به هدفم می رسیدم؟

[ad_2]

لینک منبع

تولد 22 سالگی آمازون؛ سیر پیشرفت یکی از بزرگترین شرکت های دنیا

[ad_1]

ایده ساخت آمازون سال 1994 و در شهر نیویورک پدید آمد، وقتی که جف بزوس در یک شرکت مالی کار می کرد و اینترنت نظر او را به خود جلب کرده بود. نمی توانست به این سادگی از اینترنت بگذرد.

در کتاب بِرَد استون با نام «فروشگاه همه چیز فروشی: جف بزوس و دوران آمازون» آمده که بزوس نشسته و پیش خود فکر کرده که چه چیزهایی را می تواند آنلاین بفروشد. از میان همه آن ها، کتاب را برگزید. بزوس آمازون را به عنوان یک کتاب فروشی آنلاین در سال 1995 راه اندازی کرد.

در سال 2016، حدودا 21 سال بعد، آمازون رکورد فروش 136 میلیارد دلار را زد. با خرید اخیر Whole Foods، شرکتی درجه یک در زمینه رایانش ابری و خط تولید محصولات الکترونیکی نظیر اسپیکرهای هوشمند اکو، آمازون راه بسیار طویلی را از یک کتاب فروشی ساده طی کرده تا به اینجا برسد.

سال 1995 – کتاب و کتاب های بیشتر

در اصل، آمازون کار خود را به عنوان یک کتاب فروشی در روز 16 ژولای سال 1995 آغاز کرد. یک میلیون کتاب در کاتالوگ خود داشت و ادعا می کرد که «بزرگ ترین کتاب فروشی زمین» است.

صفحه اصلی سایت در ابتدا یک بخش «Spotlight» برای کتاب هایی داشت که «ما» عاشقشان هستیم. در آن زمان که «ما» شامل هزاران کارمند آمازون نبود، منظور از ما، بزوس، همسرش و هفت کارمند دیگر بود.

اولین فروش

اولین کتابی که آمازون فروخت نوشته داگلاس هافستادر بود و توسط جان وینرایت خریداری شد، یک دانشمند علوم کامپیوتر که دعوت شده بود تا ورژن بتای این سایت را تست کند.

 

سال 1999 – اولین حراجی ها و کارت های الکترونیکی

تا سال 1999، کمی بیشتر از 4 سال که سایت راه اندازی شده بود، آمازون لیست اقلام فروشگاهی خود را گسترش داد و لوازم الکترونیکی و محصولات ویدیویی را هم اضافه کرد. تعداد کمی هنوز از کارت های الکترونیکی استفاده می کردند و سرویس حراجی هم مدت زمان کوتاهی در جریان بود. هری پاتر و زندانی آزکابان، هری پاتر و سنگ جادو و هری پاتر و تالار اسرار، پرفروش ترین کتاب های آن دوره بودند.

سال 2004 – یک فروشگاه تمام عیار

در اوایل قرن جدید، آمازون ظاهر فروشگاه را کمی بهتر کرد. پس از اضافه کردن لوازم خانگی، لوازم کودکان و لوازم آرایشی و بهداشتی، آمازون شکل و ظاهر فروشگاهی را گرفت که امروز می شناسیم.

در سال 2004، آمازون یک موتور جستجوی داخلی به نام A9 راه انداخت. A9 یک قابلیتی به نام Block View ارائه داد که شبیه استریت ویو گوگل مپ بود.

سال 2008 – معرفی کیندل و بازطراحی صفحه اصلی

در سال 2008، دی وی دی ها هنوز پر طرفدار بودند و کیندل که آمازون یک سال قبلش عرضه کرد، «انقلابی» بود. در ابتدا قرار بود نام آن فیونا باشد اما بزوس با مفهوم کلمه کیندل که یعنی آتش برافروختن، کار داشت و می خواست آتشی بر افروزد.

سال 2012 – کیندل حالا یک خانواده است

تا 2012، کیندل به اوج رسید و آمازون مدل های مختلفی از آن را برای پیشنهاد داشت. در همین حین، صفحه اصلی هم باز تغییر کرد تا کیندل ها بیشتر به چشم آیند.

با 35 دپارتمان از جمله اپلیکیشن های اندرویدی، ویدیوهای آنی، نرم افزار و… آمازون تبدیل به یک قدرت بزرگ شد.

امروز – یک فروشگاه واقعا همه چیز فروشی

صفحه اصلی و کسب و کار امروز آمازون، بیانگر نبوغ کارآفرینی بزوس است. این شرکت تقریبا در هر شاخه ای ریشه دوانده از جمله مواد غذایی، لوازم بهداشت خانه و هر چیزی که فکرش را کنید.

حالا به جای «بزرگترین کتاب فروشی زمین»، آمازون به خود می گوید «بزرگ ترین مجموعه زمین».

[ad_2]

لینک منبع